سلام
باید زودتر آپ می کردم به حرمت شاعری که خیلی زیاد دوستش داشتم.(عجیب که او سه شنبه رفت)
سه شنبه؛ چرا تلخ و بی حوصله؟
سه شنبه؛ چرا این همه فاصله؟
سه شنبه؛ چه سنگین! چه سرسخت، فرسخ به فرسخ!
سه شنبه خدا کوه را آفرید!
----------------------------------------------------------------
قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه تکیه داده ام!
-----------------------------------------------------
در این زمانه هیچ کس خودش نیست
کسی برای یک نفس خودش نیست
خدای ما اگر که در خود ماست
کسی که بی خداست پس خودش نیست
تو دست کم کمی شبیه خودش باش
در این جهان که هیچ کس خودش نیست
چیز ی برای گفتن ندارم روحش شاد
نوشته viva |